۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

دسته خر ها

اونایی که تا جوگیر میشن میخوان دنیا رو فتح کنن
اونایی که خیلی خفن عاشق میشن
اونایی که تا دسته میکنن تو کون رفیقاشون
این بار منظورم اون دسته از آدماس

پ.ن: حالا اگه فهمیدین چی میگم

مزاحم تلفنی

مشترک گرامی ، لطفا مزاحم کون دادن دوست خود نشوید. ممکن است از دست شما ناراحت شود.

پ.ن: کون دادن امریست خصوصی. هر کس مختار است هر کونی که دلش میخواهد بدهد. به شما چه که هی زنگ میزنید ؟

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

اونا

آدمایی که هیچوقت به موقع به آرزوهاشون نمیرسن
آدمایی که وقتی به آرزوهاشون میرسن دیگه اون آدم قبلی نیستن
آدمایی که هیچوقت خوشحال نیستن
منظورم اونجور آدماست
از بس که شما خرین نمیفهمین دیگه

۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

چرت و پرت 1

سیگار کشیدن دم پنجره دو حسن دارد
1 - خیلی حال میده
2 - دختر همسایه خوب چیزیه

۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

آلت مردانگی و زنانگی

اون میگه تو فقط منو برای صکث میخوای.
اون میگه تو منو به هیچ جات حساب نمیکنی.
ولی نمیدونه که وقتی من باهاش میخوابم
یعنی اونو حداقل به یه جام حساب میکنم

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

خلاص

آدمایی که ترمز دستی رو می خوابونن و تو سرپایینی های جاده چشماشونو می بندن


پ.ن : همیشه دوست داشتم یه یونیماگ داشته باشم و باهاش چند بار از روی یه 206 رد بشم

۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

اختلاف نظر

به نظر دوستم آدم باید مجله های هنری بخونه.
ولی من مجله ماشین رو ترجیح میدم.
به نظر دوستم آدم باید بره کافه.
ولی من بیابون رفتن رو ترجیح میدم.
به نظر دوستم آدم باید یه ماشین هاچ بک داشته باشه.
ولی من یه شاسی بلند قدیمی رو ترجیح میدم.
دوستم خیلی دوست داشت زنده بمونه.
ولی من ترجیح دادم یه گوله حرومش کنم.

۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

زندگی گرازی

زیر آفتاب منتظر کاوه نشسته بودم
گلدون گلی جهازی مامان بزرگ از طبقه ی سوم پرت شد
درست روی سرم
از وسط دو تکه شد
گلدونو نمیگم
سرمو میگم
و اینجوری بود که من
سرمو از دست دادم

پ.ن: منتظر یه اتفاق بزرگ توی زندگیم هستم. اتفاقی که بیست و دو ساله منتظرشم ولی اتفاق نیافتاده. در نتیجه فاک یو بابا 

۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

دختر ابریشمی

تا زانو رفته بود توی لجن.
تقریبا نمیتونس کاری بکنه.
دستشو برد طرف  پاش و یه زالو رو از رو پاش کند
قیافه ی زالو شبیه جارو برقی بود
زالو رو گذاشت توی گوشش و گفت :
بهتره از مغزم شروع کنی کوچولو

صبح روز بعد

زیپشو کشید بالا و گفت :
عزیزم ، نمیدونی چقدر دلم برات تنگ میشه