۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

سکوت ، نــــَـــــه

اونی که گفت : "سکوت سرشار از ناگفته هاست" ... فرق داشت جریانش ... تو یه چیزی بگو حالا

نفر سوم

همیشه یکی هست ... آخ که همیشه یکی هست

۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

21 فروردین 89

آخ که دل از کفم رفت

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

10 اسفند 88

بعد از چند روز با پدر گرامی رو در رو شدم ...
استقبالش اونقدر گرم بود ... اونقدر داغ بود ... که از اومدن پشیمون شدم.
...
پدر ... شدی مترسکی که کارش ترسوندن منه

۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

6 اسفند 88

امروز با خبر شدم که یکی از دوستان قدیمیم بواسیر گرفته.
این خبر هیچ حس خاصی برام نداشت.
حتی خنده دارم نبود.
آخه خودم کونم پاره شده ناجور !

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

4 اسفند 88

مسخره تر از اینم میشه ؟
هیچکی باورش نمیشه

۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه

2 اسفند 88

ظهر بیدار شو
نهار بخور
برو بیرون
دوباره بیا بگیر بخواب
خوبه دیگه

۱۳۸۸ بهمن ۳۰, جمعه

30 بهمن 88

ریدی عزیزم ... ریدی !

۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

28 بهمن 88

از هر کاری که کردم پشیمونم

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

18 بهمن 88

میخوام فرار کنم ،
از همه چی

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

16 بهمن 88

دیروز من کند ذهن ترین آدم دنیا بودم.

۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه

15 بهمن 88

از پنجره ی اتاقم که بارون رو نگاه میکنم هیچ حس خاصی بهم دست نمیده.
برعکس ، بیشتر حالم گرفته میشه.

۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

14 بهمن 88

دارم میرم دنبال مرمر.
سرم بوی لیمو ترش میده.
اینترنتم دیگه گندش رو درآورده.

پ.ن : دارم فکر میکنم چطوره ترک کنم اصلا .