۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

خانواده و شما

زندگی با پدر و مادر خیلی خوبه
به شرطی که حداقل 200 کیلومتر با هم فاصله داشته باشین

۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه

دیلدوهای مدرن برقی هستند

و از اونجایی که من همیشه باید تمام ایده آل هام رو در زندگی از بین ببرم و ایده آل های جدیدی پیدا کنم ، اینک ، پس از مدتی مناظره با دوستداران شیطان رجیم ، تصمیم گرفتم این شعر رو تقدیم شما کنم :

کل اگر هویج بودی ، روی تخم خود نریدی

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

کار بد

پسرک ... تو دیگه داری مرد میشی ...

۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

نکته

آها ! راستی !
نکته ی جالب اینجاست که من در سر تاسر ماه نوامبر بلاگم رو آپ نکردم.
خیلی جالب بود.
نه ؟!
خدافظ.

فردا

دوستان ! دوستان !
فردا روز مهمی است !
همین !

۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه

قرآن ممل

ای کسانی که ترتیب مردم را میدهید
بدانید که در آخرت ترتیبتان را میدهیم

پ.ن : قرآن ممل : جدید و با صرفه

۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه

چرت و پرت 2

اینجور که بوش میاد باید برا کیوان کفش بخرم.
کفش نو بخرم که یه موقع لیز نخوره اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه...
وای اگه بارون بزنه...

پ.ن: پسرم ؟ کی میای پیشم پس ؟
پ.ن: مردم از بس کس گفتم.

۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

او لب تر کرد

و من جامه بدریدم و از خود بی خود گشتم !

۱۳۸۸ مهر ۲۳, پنجشنبه

همه دهن منو گاییدن

خدای خوب و مهربان
تو هم ؟!

پ.ن : سرشار از بوی اسپرمم و 4WDاَم آرزوست

۱۳۸۸ مهر ۲۲, چهارشنبه

آرزو

احساس کرد موجوده ضایعیه
دست کشید روی مو هاشو پیش خودش گفت:
چی میشد منم چشام سبز بود و پشت موهام انقد بلند بود ؟

۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

درد دل

اگه قرار بود ماشینم با درد دل های من طی طریق کنه
یه شبه ازین جا تا دهلی نو رو میرفتم باهاش

۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه

سیگار نکش

داستانو نوشتم
ولی چون اسم مناسبی براش پیدا نکردم
تصمیم گرفتم بندازمش تو بخاری و بسوزونمش
واقعا حیف شد
خیلی براش زحمت کشیده بودم
کاش قدر این زحمتامو میدونستی لعنتی

پ.ن : اگرم میکشی کمل بکش

۱۳۸۸ مهر ۱۶, پنجشنبه

انتقاد سازنده

تره به تخمش میره
اما تو به تخم هیچکی نمیری
حتی تخم جن

۱۳۸۸ مهر ۱۴, سه‌شنبه

دندان درد

کونی که درد نمیکنه رو وازلین نزن

۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

Everything in its right place

بیا بغل عمو !

۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

موفقیت

ای کسانی که به گا میروید !
وایسید ما هم با شما بیاییم !

۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

دسته خر ها

اونایی که تا جوگیر میشن میخوان دنیا رو فتح کنن
اونایی که خیلی خفن عاشق میشن
اونایی که تا دسته میکنن تو کون رفیقاشون
این بار منظورم اون دسته از آدماس

پ.ن: حالا اگه فهمیدین چی میگم

مزاحم تلفنی

مشترک گرامی ، لطفا مزاحم کون دادن دوست خود نشوید. ممکن است از دست شما ناراحت شود.

پ.ن: کون دادن امریست خصوصی. هر کس مختار است هر کونی که دلش میخواهد بدهد. به شما چه که هی زنگ میزنید ؟

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

اونا

آدمایی که هیچوقت به موقع به آرزوهاشون نمیرسن
آدمایی که وقتی به آرزوهاشون میرسن دیگه اون آدم قبلی نیستن
آدمایی که هیچوقت خوشحال نیستن
منظورم اونجور آدماست
از بس که شما خرین نمیفهمین دیگه

۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

چرت و پرت 1

سیگار کشیدن دم پنجره دو حسن دارد
1 - خیلی حال میده
2 - دختر همسایه خوب چیزیه

۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

آلت مردانگی و زنانگی

اون میگه تو فقط منو برای صکث میخوای.
اون میگه تو منو به هیچ جات حساب نمیکنی.
ولی نمیدونه که وقتی من باهاش میخوابم
یعنی اونو حداقل به یه جام حساب میکنم

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

خلاص

آدمایی که ترمز دستی رو می خوابونن و تو سرپایینی های جاده چشماشونو می بندن


پ.ن : همیشه دوست داشتم یه یونیماگ داشته باشم و باهاش چند بار از روی یه 206 رد بشم

۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

اختلاف نظر

به نظر دوستم آدم باید مجله های هنری بخونه.
ولی من مجله ماشین رو ترجیح میدم.
به نظر دوستم آدم باید بره کافه.
ولی من بیابون رفتن رو ترجیح میدم.
به نظر دوستم آدم باید یه ماشین هاچ بک داشته باشه.
ولی من یه شاسی بلند قدیمی رو ترجیح میدم.
دوستم خیلی دوست داشت زنده بمونه.
ولی من ترجیح دادم یه گوله حرومش کنم.

۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

زندگی گرازی

زیر آفتاب منتظر کاوه نشسته بودم
گلدون گلی جهازی مامان بزرگ از طبقه ی سوم پرت شد
درست روی سرم
از وسط دو تکه شد
گلدونو نمیگم
سرمو میگم
و اینجوری بود که من
سرمو از دست دادم

پ.ن: منتظر یه اتفاق بزرگ توی زندگیم هستم. اتفاقی که بیست و دو ساله منتظرشم ولی اتفاق نیافتاده. در نتیجه فاک یو بابا 

۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

دختر ابریشمی

تا زانو رفته بود توی لجن.
تقریبا نمیتونس کاری بکنه.
دستشو برد طرف  پاش و یه زالو رو از رو پاش کند
قیافه ی زالو شبیه جارو برقی بود
زالو رو گذاشت توی گوشش و گفت :
بهتره از مغزم شروع کنی کوچولو

صبح روز بعد

زیپشو کشید بالا و گفت :
عزیزم ، نمیدونی چقدر دلم برات تنگ میشه

۱۳۸۸ شهریور ۸, یکشنبه

اوس کریم ! نوکرتیم بابا !

از بد روزگار اونی که نباید میشد داره میشه !
به قول بابای داف خدا بیامرز ما : نمیدونم چی شده که دیگه آب و روغن قاطی نمیکنه این لامصب !!
بریم ببینیم تا کجا پیش میریم و تا کی خرشانسی میاریم !

پ.ن: از اونجایی که به رو به راهی عادت ندارم (!!) اینجوری که همه چی ردیفه احساس میکنم یه جای کار میلنگه !!

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

بانک سرمایه

داف خوب سرمایه است

۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

چیزی که نداریش

میدونم برات مایه ی تاسفه که بدون دوستات نمیتونی تو خیابون راه بری.
میدونم که اعتماد به نفست انقدر کم شده که حتی نمیتونی با سایه ی خودتم حرف بزنی.
میدونم توهم داری که بدبخت ترین آدم دنیا شدی.
میدونم با خودت میگی که بهتره خودمو خلاص کنم.
اما عزیزم ، یه چیز دیگه هم هست ، تو تخم این کارا رو نداری.

۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

خرمگس

هشت ماه تمام بود که انزال نداشت.
اون روز جفت گیری همسابه رو دید.
بعد از هشت ماه به مادرش تجاوز کرد.

۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

آی خانوم کجا کجا؟!!

زندگی کردن بهترین راه برای به گا رفتن است

مشکل فنی

میگن خدا اشتباه نمیکنه
اگه اینجوریه چرا ختنه کردین منو؟

۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه

دوست داشتن با 6000 دور در دقیقه

مخلوط قرص وایگرا و اکستازی باید چیز جالبی در بیاد

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

کیهان اخبارش را از خدا میگیرد

آنهایی که میگویند کیهان معجزه ی الهی نیست ، اگر می توانند یک خط مانند نوشته های حسین شریعتمداری بیاورند.

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

زمانی که خروس تخم گذاشت

شکارچی بعد از سال ها یه گراز شکار کرد
وقتی میخواست گراز رو کباب کنه
یادش افتاد که 15 ساله که دندوناشو از دست داده

۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

کسایی که هیچی نیستن

آدما دو دستن :
اونایی که گیتارشونو پرت می کنن وسط جمعیت و جیغ می کشن
و اونایی که فک میکنن باید با دوست دخترشون ازدواج کنن
پ.ن: به یاد محسن عزیز که چن وقته از صفحه ی روزگار محو شده

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

خواهرتو ...

پدر بزرگوار میگه که سیاست پدر و مادر نداره
من پیش خودم فک میکنم : خواهر که داره

تابستان است ، دل بی قرار است

برنامه ی روزانه ی این روزا :
- خوردن حداقل 4 ضربه ی باتوم در روز ، حتی اگه عین ک.سخلا رفته باشین انقلاب که دنبال کتاب چمدون بگردین
- رفتن به دسشویی
- انتظار کشیدن برای رسیدن قبوض موبایل و تلفن
- چشم دوختن به عکس غلام حسین الهام و کشف شباهت های او با اون جغده که توی کارتون بنر همیشه گرسنه بود
- دنبال کردن مگس ها
- گاز اشک آور فراموش نشود
- قطره ی چشمی اسنو تی یرز
- مشروط شدن
- فعلن خدافظی کردن

شروع مجدد

ضد حال یعنی بخوای یه بلاگ جدید را بندازی و کون گشادیت بیش از حد معمول باشه